|
بچه های بندر تر کمن |
|
به نام آنکه آفتاب مهرش در آستان قلبم هرگز غروب نمی کند
|
آموخته ام که هر چه زمان کمتري داشته باشم، کارهاي بيشتري را انجام مي دهم. آموخته ام آن زماني که هيچ کاري نمي توانم براي کسي انجام دهم، مي توانم براي او دعا کنم. آموخته ام وقتي که کودک چند ماهه شما با دست کوچکش، انگشت کوچک شما را مي گيرد، شما را به اسارت زندگي مي کشد. آموخته ام که همه کساني که با شما زندگي مي کنند، شايستگي برخورداري از لبخند شيرين شما را دارا مي باشند.
|
|
لینک ثابت|
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:45 توسط حامد پسر ترکمن |
|
| وبلاگ من |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
درباره وبلاگ |
سلام دوستان عزیز از این که این به این وبلاگ سر زدید متشکرم من حامد هستم یک پسر ترکمن که می خوام توسط این وبلاگ گامی مفید در رابطه با قوم خودمان و ایل ترکمن بردارم.این ادی من :ghasr_tazegol
|
|
من در یاهو |
|
روی این لینک کلیک کنید وشکلک مورد علاقه خود را در وبلاگ قرار دهید
|
|
نویسندگان |
|
|
|
امکانات |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
.::عضو یت رایگان = پول ::. |
|
پیوندهای روزانه |
|
نامردی ترکمن های سوئد |
|
لینک های مفید |
| جستجو در وبلاگ |
|
|
|
آمار وبلاگ |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|
| با همکاری |